برندینگ

برندینگ چیست؟ بهترین راهکار های داشتن یک برند معتبر

برندینگ چیست؟ |یوفوبرند

سرفصل های مقاله

برندینگ Branding یا برندسازی ساخت یک هویت درونی و یک هویت بیرونی است به شکلی که برای ساخت یکی از شخصیت ها در داستان نویسی استفاده می شود. 

نویسنده به شخصیت های خود فکر می کند و موقعیت های اجتماعی، روانی و فیزیکی شخصیت را در ذهن خود متصور می شود تا به این نکته دست پیدا کند که این شخصیت در موقعیت مختلف موجود در آن داستان چه کاری انجام میدهد و البته باید تفاوت های شخصیت ها هم در یک داستان لمس شود زیرا هیچ انسانی در یک موقعیت همان گونه که (یعنی دقیقا همان گونه) که دیگری رفتار می کند؛ رفتار نمی کند.

مقدمه برندینگ چیست؟

این مقاله نیز درواقع به چیستی و فرایند برندینگ می پردازد تا شما بدانید این فرایند چقدر در شکل گیری شناخت از برند شما مفید است.

ساخت یک برند معتبر دقیقا شبیه به شخصیت پردازی در یک داستان یا فیلم است که باید بدانیم شخصیت الان اگر ابزاری در دست داشته باشد استفاده می کند یا نه یا شاید به دلایل اخلاقی از استفاده سرباز می زند یا نه هدف برایش وسیله را توجیح می کند و از استفاده هی چیزی در مقابل دیگران ترسی ندارد؟ 

این شخصیت چه رنگی می پوشد؟ چگونه حرف می زند؟ آیا مسئولیت اشتباهات خود را بر عهده می گیرد؟ نگاهش به اطرافیان چگونه است؟ گوشه گیر یا پر حرف و پر از جمب و جوش است؟

تمام این سوالات و ده ها سوال دیگر درباره برند شما هم کاربرد دارد و باید به تک تک آنها جواب دهید تا بدانید برند شما در مواقع مختلف چه می کند!

اگر مشکلی در جامعه ایجاد شود آیا برند شما کاری خواهد کرد؟ آن کار چیست؟ اگر تورم صورت بگیرد آیا برند شما هماهند خلی از برند ها فقط به گران کردن محصول فکر می کند یا به دنبال راهکار می گردد؟ اصلا چطور به مخاطب خود می گوید این محصول گران شده است؟

تبلیغات شما نیز یک لحن و شکلی دارد که در شخصیت کسب و کار شما وجود دارد مثلا یک بیلبور را در نظر بگیرید که یک خانم با لبخنت بزرگ در حال نمایش یک محصول در دست است که کنار آن نوشته شده: (اگه بخری راحتی ) حالا با برندی که در تبلیغات خود از یک نماد ملی استفاده کرده و در آن نوشته: (ما به راحتی شما می اندیشیم

هر دو این برند ها از فرایند برندینگ استفاده کرده اند و توانسته اند شخصیت برند خود را پیدا کنند و با همین مسیر مخاطب خود را نیز پیدا کرده اند ولی آیا برندینگ به همین جا ختم می شود ؟ باید بگم نه تازه ماجرا آغاز شده است.

برای مطالعه بیشتر درباره تاریخچه برندینگ ( اینجا) کلیک کنید.

قدم کوچک اول برندینگ ولی مهمترین

برندینگ چیست؟ | یوفوبرند

1- برند چیست؟

اول باید بدانیم که برند چیست؟ تا بتوانیم آن را بسازیم پس بهتر است با این آغاز کنیم که لوگو یا هر تصویری که شما دوست دارید به نمایش بگذارید قطعاً برند شما نیست یا به این شکل ساخته نمی شود؛ باید بدانید که برند مجموعه ای از اقداماتی است که باعث می شود تا شخصیت کسب و کار شما در ذهن و قلب مخاطب قرارگیرد.

 برند شما فقط تصویر نیست فقط رنگ نیست در حالی که یک برند دقیقاً مثل یک انسان روان هم دارد و باید بر روی روان برند خود کار کنید و نکات مختلفی را انتخاب کنید و با این انتخاب ها برند خود را می سازید.

لحن ارتباطی شما با مشتری نوع بسته بندی، کیفیت محصولات، روش پشتیبانی و حتی رنگی که انتخاب کردید یا شکل تراکت تبلیغاتی شما همه و همه از درونیات برند شما بیرون طراوش کرده است به همین دلیل است که باید مراحل برندینگ را به خوبی انجام دهید نه شخصیتی را خلق نکنید که نمی توانید خواسته هایش را برآورده کنید.

حالا شما متوجه شدید که برند شما همچون کودک شماست و یک شخصیت مستقل دارد درست است که شما آن را خلق کرده اید ولی دیگر تصمیمات را خودش می گیرد و نسبت به درونیات خود برای جهان پیرامونی خود انتخاب می کند.

برند همچون کودک شما

برند شما بعد از فرایند برندینگ انتخاب می کند که لحنی بسیار شکسته داشته باشد و از کلماتی عامه و به دور از ادب در محیط تبلیغات و متون صحبت کند حالا دیگر برای تغییر دیر است زیرا انتخابات شما در فرایند برندینگ باعث شده این کودک این گونه رفتار کند.

کودک شما از خردسالی پدر و مادری را می بیند که تنها وقت خود را در گوشی های موبایل سپری می کنند و عموما در خانه کتاب و یا حتی یک فیلم خوب دیده نمی شود پس این کودک هم به موبایل پناه میبرد و شما نباید انتظار داشته باشد که او در کودکی و نوجوانی فردی کتاب خوان شود.

البته که در جهان انسان ها استثنا هم وجود دارد ولی در برند ها نه.

برندبوک

جهان برندینگ انتخابات شما را همچون یک قانون می نویسد و کتاب قانونی به نام برندبوک را به شما ارائه می دهد که دیگر همه چیز براساس آن کتاب قانون شکل می گیرد. برندبوک در اتمام کار برندینگ به شما ارائه می شود و همه مسائلی که به شما می گوید که کسب و کار شما چطور رفتار می کند را به شما می گوید.

هر گونه تغییر در این برندبوگ مثل عوض کردن یک قطعه از خودرو بدون در نظر گرفتن هماهنگی میان این قطعه با قطعات دیگر است.

چگونه یک فرد موفق می شود؟ چگونه یک سازمان موفق می شود؟ چگونه یک کشور موفق می شود؟ پاسخ همه این ها یکی است: « با داشتن برند»

برندینگ چیست؟ | یوفوبرند برند و لوگو

هویت نامشهود

هویت نامشهود برندینگ جیست؟ | یوفوبرند

پشت نقاب برند شما چیست؟ 

حتما این بیت از سعدی را شنیده یا خوانده اید که می گوید:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

بیت بالا به سادگی می گوید که آدمی تنها به واسطه زیور آلات و آنچه می پوشد انسان نیست بلکه وجودیت و درونیات یک انسان است که آن را تبدیل به انسان می کند.

برند نیز همچون یک انسان مورد مطالعه قرار می گیرد به طوری که یک برند فکر می کند و اندشه ورزی می کند؛ تصمیم میگیرد و برای تصمیمات خود ارزش قائل است.

او باید پای اشتباهات خود بنشیند و بپذیرد چه مسئولیتی دارد. 

برای فهم بهتر بیایید با یک مثال جلو برویم:

شرکت خودروسازی x که به تازگی وارد بازار شده یک نمایشگاه بزرگ ایجاد کرده است و مهصولات خود را برای تماشا قرار داده است آن محصولات از هیچ زبان مشترکی در طراحی بهره نمی برند اما محصولات با کیفیتی تولید کرده است و فروشندگان با تجربه ای در کنار خود دارد.

 

شرکت x توانسته در روز های نمایشگاه بیش از ده هزار عدد اتومبیل ثبت سفارش کند که یعنی یک موفقیت بزرگ اما بعد چند ماه و یا شاید چند سال هنوز تمام این خودرو ها را تحویل نداده و یا اگر تحویل هم داده برنامه ای برای خدمات پس از فروش برای این حجم خوردرو ندارد یا نتوانسته شرایط مناسبی برای ارتباطی با مخاطب به وجود بیاورد.

این خورور ساز برند را تنها یک لوگو در نظر گرفته است در صورتی که برندینگ درواقع یک جریان از تولید تا فروش و بعد مسیر بعدی فروش است.

 

خود شما چقدر از این کسب و کار ها خرید کرده اید؟ چند درصد از این برند ها بعد از خرید شما را به طور کامل رها کرده اند و حتی پاسخ گوی اشتباه و یا خدمات ساده پس از فروش نبوده اند؟ چند درصد از خرید های مجازی شما با عکس و یا تعریف ها متفاوت بوده است؟ بسته بندی های ارسالی و یا هر چیزی؟ چقدر احساس کرده اید که بعد پرداخت پول شما بی اهمیت هستید؟ این دقیقا ضعف برندینگ است. 

به همین جهت فرایند برندینگ سخت و متعهد ماندن به آن کاری بسیار دشوار به نظر می رسد که بسیاری از کسب و کار ها به دلیل داشتن رویای درآمد آسان از انجام آن سر باز می زنند.

و

معماری برند

معماری برند کمک می کند تا ساختار کارآمدی برای برند خود بسازید برند شما چند تکه دارد؟ چه زیرشاخه هایی وجود دارد ؟ ساختار شما چگونه است؟ 

نقشه استراتژیک سازمان‌دهی برندها، محصولات و خدمات یک شرکت همان معماری برند است. این معماری مشخص می‌کند که چگونه این اجزا در ذهن مشتری به هم مرتبط می‌شوند. چهار مدل اصلی وجود دارد:

۱.  برند چتری (Branded House): در این مدل، یک برند مادر قدرتمند به عنوان چتر اصلی بر تمام محصولات و خدمات سایه می‌اندازد (مانند «گوگل» برای «Google Maps» و «Google Drive»). مزیت آن صرفه‌جویی در هزینه و تقویت سریع اعتبار محصولات جدید است، اما خطر سرایت آسیب از یک محصول به کل برند وجود دارد.

۲.  خانه برندها (House of Brands): شرکت مادر، مجموعه‌ای از برندهای کاملاً مستقل را در اختیار دارد که اغلب هویت شرکت مادر پشت آن‌ها پنهان است (مانند «پروکتر اند گمبل» با برندهای «تاید» و «پمپرز»). این مدل، انعطاف‌پذیری بالا و جلوگیری از سرایت آسیب را ممکن می‌سازد، اما بسیار پرهزینه است.

۳.  برند تایید شده (Endorsed Brand): این مدل راهکاری میانی است؛ برندهای محصول تا حدی مستقل عمل می‌کنند، اما برای کسب اعتبار، به وضوح توسط برند مادر «تأیید» می‌شوند (مانند «Nespresso by Nestlé»). این مدل، انتقال کنترل‌شدهٔ اعتبار را ممکن می‌سازد.

۴.  ترکیبی (Hybrid): بسیاری از شرکت‌های بزرگ (مانند «اپل») از ترکیبی از مدل‌های فوق استفاده می‌کنند تا با توجه به پیچیدگی‌های مختلف کسب‌وکارشان، از انعطاف‌پذیری حداکثری بهره‌مند شوند.

انتخاب مدل مناسب به عواملی مانند استراتژی کلی، منابع و تنوع بازار هدف بستگی دارد. یک معماری برند منسجم، پایه‌ای برای رشد پایدار و ایجاد اعتماد در ذهن مشتری است.

داستان برند

داستان برند چیست؟

داستان برند (Brand Story) به زبان ساده، روایتی جذاب و احساسی است که هویت، ارزش‌ها، مأموریت و فلسفهٔ وجودی یک برند را به شیوه‌ای داستان‌گونه و به‌یادماندنی نقل می‌کند. این داستان فقط تاریخچهٔ شرکت نیست، بلکه قلب تپنده و "دلیل بودن" برند است.


منظور دقیق از داستان برند چیست؟ (اجزای کلیدی)

یک داستان برند قوی، ترکیبی است از:

  1. خاستگاه و انگیزه (قلب داستان):

    • چرا این برند به وجود آمد؟

    • چه مشکلی را می‌خواست حل کند؟

    • اشتیاق و باور مؤسس آن چه بود؟

    • مثال: برندی که چون مؤسسش نتوانسته بود محصول باکیفیتی برای فرزندش پیدا کند، شروع به تولید آن کرد.

  2. شخصیت و ارزش‌ها (روح داستان):

    • برند چه کسی است؟ (مثلاً یک نوآور جسور، یک دوست دلسوز، یک متخصص قابل اعتماد)

    • به چه چیزهایی باور دارد؟ (صداقت، پایداری محیط‌زیستی، خلاقیت، etc.)

  3. هدف و مأموریت (مسیر داستان):

    • می‌خواهد به کجا برسد؟

    • می‌خواهد دنیا را چگونه تغییر دهد؟

    • این مأموریت فراتر از سود مالی است.

  4. مشتری به عنوان قهرمان داستان:

    • یک داستان برند موفق، مشتری را در مرکز قصه قرار می‌دهد.

    • این داستان نشان می‌دهد که برند چگونه می‌تواند زندگی، آرزوها یا مشکلات مشتری را بهبود بخشد.


داستان برند چه چیزهایی نیست؟

  • فقط یک شعار (Slogan) یا تگ‌لاین نیست.

  • فقط تاریخچهٔ شرکت و آمار و ارقام نیست.

  • یک پیام تبلیغاتی موقت برای یک کمپین خاص نیست.


چرا داستان برند اینقدر مهم است؟

  1. ایجاد ارتباط عاطفی: انسان‌ها ذاتاً با داستان‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، نه با لیست ویژگی‌های محصول. یک داستان خوب، احساسات مخاطب را درگیر می‌کند.

  2. متمایزسازی از رقبا: در دنیای شلوغ امروز، داستان شماست که شما را منحصربه‌فرد می‌کند. دو شرکت با محصولات مشابه، می‌توانند داستان‌های کاملاً متفاوتی داشته باشند.

  3. ساختن اعتماد و وفاداری: وقتی مشتریان دلیل وجودی و ارزش‌های پشت یک برند را درک کنند، به آن اعتماد کرده و به آن وفادار می‌مانند.

  4. هدایت استراتژی بازاریابی: داستان برند، نقشهٔ راهی برای تمام ارتباطات برند (از محتوای شبکه‌های اجتماعی تا تبلیغات تلویزیونی) فراهم می‌کند.


یک مثال ساده:

  • یک برند بدون داستان: "ما روغن زیتون خالص می‌فروشیم."

  • یک برند با داستان: "پدربزرگ ما، که یک کشاورز ساده در دامنه‌های زاگرس بود، باور داشت بهترین روغن زیتون، روغنی است که با عشق و حوصله و بدون آسیب به طبیعت تولید شود. امروز ما با همان ارزش‌ها و روش‌های سنتی، این میراث را برای شما زنده نگه داشته‌ایم تا طعم اصالت و سلامت را به خانه‌هایتان بیاوریم."

برندینگ داستان برند | یوفوبرند

هویت مشهود و نامشهود در برندینگ

هویت مشهود، همون "ظاهر و قیافه"ی برنده.

یعنی تمام چیزهایی که مشاهده می‌شه و با چشم دیده می‌شه و باعث می‌شه مردم بگویند: "آهان! این رو می‌شناسم، این فلان برنده."

یه جورایی کارت ویزیت تصویری و همیشه حاضر برنده.


این هویت مشهود دقیقاً از چه چیزایی تشکیل شده؟

خیلی ساده:

  1. لوگو (آرم): همون "چهره"ی اصلی برنده. مثل تیک معروف نایک یا سیب گاززده اپل. فقط با دیدنشون می‌فهمی داستان چیه.

  2. رنگ‌ها (پالت رنگی): یه سری رنگ‌های خاص و ثابت که همیشه با برندت عجین شدن. مثلاً قرمز کوکاکولا یا آبی فیسبوک. اگه یه روز فیسبوک زرد بشه، همه فکر می‌کنن اشتباه شده!

  3. تایپوگرافی (فونت نوشته‌ها): یه یا چند فونت خاص که توی همه‌ی نوشته‌هات، از سایت گرفته تا قبض رسید، ازشون استفاده می‌کنی. این فونت‌ها یه "حس" خاصی رو منتقل می‌کنن.

  4. تصاویر و عکس‌ها: سبک خاص عکس‌هایی که استفاده می‌کنی. مثلاً بعضی برندها همیشه از عکس‌های پرانرژی و رنگی استفاده می‌کنن، بعضی‌ها عکس‌های آرام و مینیمال.

  5. طراحی و چیدمان: شکل و شمایل وبسایتت، دکوراسیون مغازه‌ات، بسته‌بندی محصولاتت و حتی فرمی که پیام‌هات رو توی شبکه‌های اجتماعی می‌نویسی.


چرا این "قیافه" اینقدر مهمه؟

چون اولین چیزی هست که مردم می‌بینن. قبل از اینکه حتی یه خط درباره‌ات بخونن یا محصولت رو امتحان کنن، این ظاهر هست که:

  • توجهشون رو جلب می‌کنه.

  • بهشون یه "حس" کلی از برندت می‌ده (لوکس هستی؟ صمیمی؟ حرفه‌ای؟ شاد؟).

  • توی ذهنشون ماندگار می‌شه و باعث می‌شه تو رو به راحتی بین رقیب‌ها تشخیص بدن.

هویت مشهود یعنی "لباس یکدست و شیک" برندته. کاری می‌کنه که مردم از فاصله دور هم بتونن تو رو تشخیص بدن، بهت اعتماد کنن و بگویند: "اوه! این همون چیزیه که من می‌خوام. این رو می‌شناسم."

پس در واقع، هویت مشهود پل ارتباطی بین چیزی که تو هستی (شخصیت برند) و چیزی هست که مردم می‌بینن و به خاطر می‌سپرن.

هویت مشهود، مثل "لباس یکدست و شیک" برنده. اما سوال اصلی اینه: آیا آدم فقط برای پوشیدن یه لباس قشنگ، اون لباس رو می‌خره؟ قطعاً نه. ما یه T-shirt ساده رو از یک برند معمولی می‌خریم، اما یه T-shirt مشابه رو با قیمت خیلی بالاتر از برندی مثل "گَپ" یا "نایک" می‌خریم. چرا؟

چون ما فقط "لباس" رو نمی‌خریم؛ ما "احساسی" که پشت اون لباس هست رو می‌خریم.

و اینجاست که داستان جالب می‌شه و به هویت نامشهود می‌رسیم.


هویت نامشهود، همون "شخصیت و روح" برنده.

اگه هویت مشهود چیزیه که با چشم دیده می‌شه، هویت نامشهود چیزیه که با قلب و احساس درک می‌شه. یعنی تمام چیزهای نامرئی که باعث می‌شن مردم یه برند رو دوست داشته باشند، بهش اعتماد کنن و بهش وفادار بمونن.


حالا این دو چطوری بهم وصل می‌شن؟ چطوری "ظاهر" به "روح" وصل میشه؟

خیلی ساده! هر المان مشهود، یه "نقشه راه" به سمت هویت نامشهوده. بیا چندتا مثال بزنم:

۱. لوگو → ارزش‌ها و باورها

  • مشهود: لوگوی اپل، یه سیب گاززده‌ی ساده و خوش‌دست.

  • نامشهود: این لوگو به ما چه می‌گه؟ می‌گه "سادگی، نوآوری، کاربری آسان". این سیب کوچیک، نماد یه فلسفه‌ی کامل هست. این، هویت نامشهود اپله.

۲. رنگ‌ها → احساسات و عواطف

  • مشهود: رنگ قرمز پررنگ و انرژی‌بخش کوکاکولا.

  • نامشهود: این رنگ، احساس شادی، انرژی و اشتیاق رو منتقل می‌کنه. وقتی این رنگ رو می‌بینی، ناخودآگاه یاد مهمونی و لحظات خوش می‌افتی. این حس، هویت نامشهود کوکاکولاست.

۳. تایپوگرافی (فونت) → شخصیت و صدای برند

  • مشهود: یک برند از فونت‌های گرد و کودکانه استفاده می‌کنه.

  • نامشهود: این فونت به مخاطب می‌گه که این برند دوستانه، صمیمی و مناسب خانواده هست. در مقابل، یک برند مالی از فونت‌های تیز و جدی استفاده می‌کنه تا حرفه‌ای، مطمئن و قابل اعتماد به نظر برسه.

۴. تصاویر → داستان و فرهنگ

  • مشهود: یک برند لباس ورزشی همیشه از عکس‌های افرادی استفاده می‌کنه که در حال تلاش و غلبه بر چالش‌ها هستند.

  • نامشهود: این تصاویر داستانی از پشتکار، اراده و پیروزی رو روایت می‌کنن. این داستان، هویت نامشهود برنده میشه.

انواع برندینگ، ساخت و طراحی آن

برندینگ شخصی (Personal Branding): ساختن "legacy" شما

برندینگ شخصی به این معناست که شما خودتان را به عنوان یک برند منحصربه‌فرد در ذهن دیگران تعریف کنید. این نوع برندینگ برای کارآفرینان، صاحب‌نظران، هنرمندان و هرکسی که می‌خواهد حضوری تاثیرگذار داشته باشد، حیاتی است.

نحوه طراحی برندینگ شخصی:

  1. کشف خودتان: ارزش‌های اصلی، مهارت‌های منحصربه‌فرد و اشتیاق واقعی شما چیست؟ اینها پایه‌های برند شما هستند.

  2. تعریف مخاطب: می‌خواهید روی چه کسانی تاثیر بگذارید؟ (مثلاً کارفرمایان بالقوه، دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی یا مشتریان).

  3. خلق پیام اصلی: یک جمله یا شعار کوتاه که هسته اصلی هویت و ماموریت شما را نشان می‌دهد.

  4. ایجاد هویت بصری مشهود: از یک عکس پروفایل حرفه‌ای و یکدست در تمام پلتفرم‌ها استفاده کنید. این بخش قابل مشاهده برندینگ شخصی شماست.

  5. تولید محتوای ارزشمند: محتوایی تولید کنید که دانش و شخصیت شما را نشان دهد و برای مخاطبانتان مفید باشد.

برندینگ محصول (Product Branding): داستان پشت کالا

این نوع برندینگ، بر روی یک کالای فیزیکی خاص متمرکز است. هدف این است که محصول شما در قفسه شلوغ بازار، immediately قابل تشخیص باشد.

نحوه طراحی برندینگ محصول:

  1. تحقیق بازار: رقبا و نیازهای برآورده نشده مشتریان را به دقت تحلیل کنید.

  2. تعریف جایگاه محصول (Positioning): محصول شما چه مشکلی را حل می‌کند؟ چه چیزی آن را از بقیه متمایز می‌کند؟

  3. طراحی هویت بصری قدرتمند: اینجا است که طراحی لوگو، انتخاب پالت رنگی منحصربه‌فرد و طراحی بسته‌بندی بسیار critical می‌شوند. بسته‌بندی اولین فیزیک قابل لمس از برندینگ محصول شماست.

  4. انتخاب نام به یاد ماندنی: نام محصول باید ساده، گویا و قابل ثبت باشد.

  5. روایت‌گری (Storytelling): داستان پشت ساخت محصول را تعریف کنید. این داستان، حس و هویت نامشهود به کالای شما می‌بخشد.

برندینگ خدمات (Service Branding): ساختن اعتماد نامرئی

وقتی شما یک محصول فیزیکی برای نمایش ندارید، برندینگ خدمات شما باید بر روی "احساس اطمینان و اعتماد" تمرکز کند. مشتریان باید به کیفیت کاری که هنوز ندیده‌اند، ایمان داشته باشند.

نحوه طراحی برندینگ خدمات:

  1. تاکید بر تجربه مشتری (Customer Experience): تمام نقاط تماس با مشتری، از اولین تماس تلفنی تا ارائه خدمات پس از فروش، باید منعکس‌کننده ارزش‌های برند شما باشد.

  2. شاخص کردن تخصص و تیم: از رزومه، گواهینامه‌ها و تخصص نیروهای خود به عنوان یک مزیت رقابتی استفاده کنید. برندینگ خدمات heavily بر اعتماد استوار است.

  3. استفاده از مطالعات موردی (Case Studies) و testimonials: نمایش نمونه‌کارهای موفق و نظرات مشتریان راضی، قدرتمندترین ابزار برای اثبات ادعاهای شماست.

  4. طراسیستم بصری حرفه‌ای: وبسایت، کارت ویزیت و قراردادهای شما باید بسیار تمیز، منظم و حرفه‌ای باشند تا حس قابلیت اطمینان را منتقل کنند.

برندینگ فرهنگی (Cultural Branding): وصل شدن به یک جامعه

برندینگ فرهنگی زمانی رخ می‌دهد که یک برند خود را با ارزش‌ها، باورها و سبک زندگی یک گروه خاص از مردم همسو می‌کند. این یک ارتباط عمیق عاطفی ایجاد می‌کند.

نحوه طراحی برندینگ فرهنگی:

  1. درک عمیق جامعه هدف: باید به طور genuine با فرهنگ، زبان، علائق و دردهای جامعه هدف خود آشنا شوید.

  2. همسویی با یک Cause یا ارزش: برند شما از چه چیزی دفاع می‌کند؟ (مثلاً sustainability، empowering women، حمایت از هنرهای محلی).

  3. استفاده از نمادها و زبان مشترک: در طراحی و محتوای خود از المان‌هایی استفاده کنید که برای آن جامعه خاص، معنادار هستند.

  4. همکاری با Influenceهای همان فرهنگ: با افرادی که در قلب آن جامعه هستند، همکاری کنید.

برندینگ جغرافیایی (Geographical Branding): قدرت "اصالت مکانی"

این نوع برندینگ، از نام و ویژگی‌های یک مکان خاص (شهر، روستا، منطقه) برای ایجاد تمایز و افزودن ارزش استفاده می‌کند. این برندینگ اغلب برای محصولات کشاورزی، گردشگری و صنایع دستی به کار می‌رود.

نحوه طراحی برندینگ جغرافیایی:

  1. شناسایی مزیت‌های منحصربه‌فرد مکان: آب و هوای خاص، خاک منحصر به فرد، تکنیک‌های سنتی ساخت یا جاذبه‌های گردشگری بی‌نظیر.

  2. خلق یک داستان اصیل: داستان سرزمین مادری و نحوه تاثیر آن بر کیفیت محصول یا خدمات را روایت کنید.

  3. دریافت نشان اصالت (Geographical Indication): دریافت این نشان (مانند "پسته رفسنجان" یا "فرش کاشان") به صورت قانونی از برند شما محافظت می‌کند و یک مزیت رقابتی قوی ایجاد می‌نماید.

  4. همکاری جمعی: برندینگ جغرافیایی usually نتیجه effort جمعی تمام بازیگران یک منطقه است.

برندینگ یوفوبرند

برای مشاوره برندینگ ، با ما تماس بگیرید

دیدگاهتان را بنویسید